کبوتر؟

 

   خوب من، يادت هست كبوتران كابل كمين خوردند چندي قبل از دنياي ديوانگي ترور؛ كوج كردند و ديگر اين سال و همه سال را نمي بينند! عروسك هاي جميله و جمال در فروشگاه بزرگ افغان مي سوخت ملاعمر خوش غيرت چايي عربي مي خورد و براي فتواي فتنه آميز بعدي فكرمي كرد.

     البته چندسال بشتر نمي شود اين جغد جوان ملا بن لادن به قندهار، حار شده و منتحير مي پروراند.

     هميشه اين خاك اين گونه نبوده بي شك شكوه يوناني، عزت بلخ و بهار را يك جاداشته اگر براي برگشت آن دوشيزگي ديرين نكوشيم نوروز كهنه روزي بيش نخواهد بود. در آن صورت بايد اميد وار بود وگرنه مار كبوتر نمي زايد.

 

 

پرسيده‌اي که «سال‌ِ فراروي‌، سال چيست‌؟

 

نوميد بود بايد از آن يا اميدوار؟»

 

وقتي که سال‌، سال کبوتر نمي‌شود

 

ديگر چه فرق مي‌کند اسپ و پلنگ و مار؟