نیم تکلم با وطن دار

 

برخیز وطن دار گاه درنگ نیست قطار ناقه های زمان درست به استانه انتخابات پیاده مان کرده ! هر کجا هستی هر کجا باشی فقط برخیز بیا اصلح را انتخاب کنیم رها از قفس های قومی از نوع انتخابات سلمان پارسی که از قاف قله های قصر مجلل تکثر و تفرقه تیسفون سوی کلبه کوچک محمد پرواز کرد شگفتا چه جزبه ای خدیجه را، ملکه مکه را از قصر قیصری خویش به کوچه های بنی هاشم کشیده بود!؟

یادمان باشد راه من و تو از همان جا می گذرد به نشانه ای:

     خیابان قرآن، صراط مستقیم پلاک رنگ خدا منزل پر مهر محمد و آل پاکش

تجربه شیرین تاریخ تمدن آفرین مان را یاد آور غزنی و بلخ را توسعه سرزمین اسلام بدست پرتوان محمود غزنوی به سوی شبه قاره. شفای عقل انسان با انتخاب شفای ابن سینا معماری اخلاق جهان با مثنوی مولوی کافی است پنجره هدفمان را رو به مدینه منوره باز کنیم مدینه حکمت ، اخلاق و با هم بودن.

یادمان باشد جانانه من حالیا چشم جهانی نگران من و توست و به آن یاغی عرب " بن لادن " بگونخل های دیارش خشکیده وانار های قندهار به آب یاری بیگانگان نیاز ندارد وبگو به کابل پا نگذارد اینجا دیگر زمین تفرقه پیدانمی شود تاوی با ملا عمر باغیرت! رقص عربی به پا کند و دنیا بداند منوتو به اختلافات کوفی و حجاز کار نداریم که از عشق چه قراءتی دارند تا یاغیان با کفش و کلاش سرزمینمان را آلوده کند فقط کافی است خداوند گاربلخ، ازهنجره هیجده نحر بخاند:

 

دولت عشق آمدو من دولت پا ینده شدم

 

تا چلچله های کشورمان به سوی یک دولت ملی و مهربان پر بزنند وسینه های شرحه شرحه ازفراق را التیام بخشند.

   دست مرا بگیر به باغ بلخ وش مثنوی رویم آنجا شاه بیتی درست شبه ابروان زیبای تو نوشته است.

 

  این جهان کوه است فعل ما ندا

  سوی ما آید ندا هارا صدا

 

میهن آباد، آزاد، شیرین و باشکوه حق من و توست.

یاد ما باشد از آن باغچه روشن که لبخند خدا پیداست گلی بردایم و رستاخیز فرشته ای فرهنگمان را جشن گیریم

 

    یا مولا مدد